دنیایی ارزوها
فرارسیدن ولادت حضرت فاطمه (س)را به همگی تبریک میگم مخصوصا به خانم ها ؛روز تون مبارک ۱- خوش بین باشید ۲- دید وسیعی داشته باشید ۳- سپاسگزار باشید ۴- از زندگی لذت ببرید ۵- از جسم خود مراقبت نمایید ۶- برنامه های خود را تغییر دهید ۷- با مردم در تماس باشید ۸- خلاق باشید ۹- برای خود همدمی پیدا کنید ۱۰- با کسی صحبت نمایید ۱۱- تخیل کنید ۱۲- بخشنده باشید در فرودگاه گفتگوی لحظات آخر بین مادر و دختری را شنیدم : هواپیما درحال حرکت بود و آنها همدیگر را بغل کردند و مادر گفت: ” دوستت دارم و آرزوی کافی برای تومیکنم.” دختر جواب داد: ” مامان زندگی ما باهم بیشتر از کافی هم بوده است. محبت تو همه آن چیزی بوده که من احتیاج داشتم. من نیز آرزوی کافی برای تومیکنم .” آنها همدیگر را بوسیدند و دختر رفت. مادر بطرف پنجره ای که من در کنارش نشسته بودم آمد. آنجا ایستاد و می توانستم ببینم که میخواست و احتیاج داشت که گریه کند. من نمیخواستم که خلوت او را بهم بزنم ولی خودش با این سؤال اینکار را کرد: ” تا حالا با کسی خداحافظی کردید که میدانید برای آخرین بار است که او را میبینید؟ ” جواب دادم: ” بله کردم. منو ببخشید که فضولی میکنم چرا آخرین خداحافظی؟ ” او جواب داد: ” من پیر و سالخورده هستم او در جای خیلی دور زندگی میکنه. من چالشهای زیادی را پیش رو دارم و حقیقت اینست که سفر بعدی او برای مراسم دفن من خواهد بود . ” ” وقتی داشتید خداحافظی میکردید شنیدم که گفتید ” آرزوی کافی را برای تو میکنم. “. میتوانم بپرسم یعنی چه؟ ” او شروع به لبخند زدن کرد و گفت: ” این آرزویست که نسل بعد از نسل به ما رسیده. پدر و مادرم عادت داشتند که اینرا به همه بگن.” او مکثی کرد و درحالیکه سعی میکرد جزئیات آنرا بخاطر بیاورد لبخند بیشتری زد و گفت: ” وقتی که ما گفتیم ” آرزوی کافی را برای تو میکنم. ” ما میخواستیم که هرکدام زندگی ای پر از خوبی به اندازه کافی که البته میماند داشته باشیم. ” سپس روی خود را بطرف من کرد و این عبارتها را که در پائین آمده عنوان کرد : ” آرزوی خورشید کافی برای تو میکنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اینکه روز چقدر تیره است. آرزوی باران کافی برای تو میکنم که زیبایی بیشتری به روز آفتابیت بدهد . آرزوی شادی کافی برای تو میکنم که روحت را زنده و ابدی نگاه دارد . آرزوی رنج کافی برای تو میکنم که کوچکترین خوشیها به بزرگترینها تبدیل شوند . آرزوی بدست آوردن کافی برای تو میکنم که با هرچه میخواهی راضی باشی . آرزوی از دست دادن کافی برای تو میکنم تا بخاطر هر آنچه داری شکرگزار باشی . آرزوی سلامهای کافی برای تو میکنم که بتوانی خداحافظی آخرین راحتری داشته باشی .” بعد شروع به گریه کرد و از آنجا رفت … می گویند که تنها یک دقیقه طول میکشد که دوستی را پیدا کنید٬ یکساعت میکشد تا از او قدردانی کنید اما یک عمر طول میکشد تا او را فراموش کنید … گردآوری: مجله آنلاین روزِ شادی می خواستم به دنیا بیایم، در
زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟...
گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم به مدرسه بروم،
مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت:
چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟ به رشته ی انسانی علاقه داشتم.
پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟ با دختری روستایی می خواستم
ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم پول مراسم عروسی را
سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم:
چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟ می خواستم به اندازه ی جیبم
خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه
می گویند؟ اولین مهمانی بعد از عروسیمان
بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟! گفتم: چرا؟...
گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم یک ماشین مدل پایین
بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت:
مردم چه می گویند؟ بچه ام می خواست به دنیا بیاید،
در زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می
گویند؟ می خواستم بمیرم. بر سر قبرم
بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟... گفت: مردم
چه می گویند؟ مُردم برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد
ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟ از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای
بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!.. خودش سنگ قبری برایم
سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند. حالا من در اینجا در حفره ای
تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نیست: مردم چه
می گویند؟ مردمی که عمری نگران حرفهایشان
بودیم، لحظه ای نگرا ن مان نیستند
چقدر تلخه تو دنیا تک وتنها
دنبال این واون باشی چقدر قلب من پر زدرده از فراق دوری تو هنوز نتونستم باورم شه که رفتی و جاتو سکوت گرفته نتوستم باور کنم که بی تو نفس
کشیدن محاله دوری تو برام خیلی سخته ای کاش نفسم با از دست دادن تو
ودوریت بند میاومد و دیگه نمیزد ای کاش این عشق ابدی بود کاش رفتنی درکار نبود زندگی سکوت محضه کاشکی هیچی شروع نمیشد کاشکی عشق وجود نداشت کاشکی هیچ وقت بهت عادت نمیکردم که دوریت
برام سخت باشه صحبت نکردن باتو برام سخت باشه وقتی حرفاتو صدای نازتو نشنوم نبودنت را کم بیارم نتونم خاطرات زیبای گذشته را بی تو
ورق بزنم بی تو بگریم برای اون
لحظه ها و زندگی کاشکی فقط تو راداشتم هیچ وقت بی تو
نمیشدم من تورا میخوام وبس از وقتی صداتو نشنیدم زندگی برام
چقدر تلخه وسخت شده دلم برای خنده هات برای شیرین کاری
هات برای دیونه گفتن هات برای همه شون تنگ
شده دل من بی تو قلنبه شده رو ح و جسمم بی تو دوام نمیاره اخ خدا نمیدونم چرا نمیتونم
فراموشت کنم لحظه های باهم بودنو میگن دیگه عشق خیالیه وجودی واقعی ای نداره میگن که فقط شهوت وهوسه دیگه چیزی به این اسم وجود نداره من هنوز نمیدونم که شهوته یاهوسه کدومش بود واقعا اگه شهوت بود چرا من دیونه ی یکی دیگه نشدم اگه هوسه چرا مجنون یکی دیگه نشدم اگه هوسه چرا نشانی از هوس را در درونم احساس نمیکنم راستی اصلا تفاوت شهوت و هوس باعشق
چیه چه جوری بفهمیم که شهوت من گرفتارم کرده یا هوس اگه هوس بود چرا هنوز درگیرتم اگه هوس چرا من هنوز نتونستم فراموش کنم چرا خاطراتت رانمیتونم از یادم ببرم چرا خدا ازم شدی جدا اخه چرا نتوستم بگم حرفه دلمو بهت اخ خدا چرا به هم قدرت ندادی که نباشم پشیمون من شدم مجنون تو شدی لیلی من چقدر قشنگ بود این لیلی مجنون بودن کاشکی هیچ وقت به انتها نمیرسید کاشکی میدونستم یه روزی برمیگردی تا میتونستم فراقتو تحمل کنم کاش میشد هیچ وقت چیزی به اسم جدای نبود کاش میشد جون میدادم اون موقع که تو رفتی من در انتهای کودکی بودم و تو میدونستی کاشکی هیچ وقت ترکم نمیکردی کاشکی بودی باهم ای خدا کاشکی سخن عشق نگفته بودیم کاش هیچ وقت خودمو باتو نمیدیدم کاش این کابوس تلخه دنیا هرچی زودتر تموم بشه کاش میدونستم واقعا تا کجاباهم هستی کاش میدونستی دیونه دیونتم کاشکی که دنیا ی این روزهای من به انتها خود برسه کاش صدای ناز نفسهاتو شنیده بودم کاش بیکران چشم هاتو ندیده بودم خیلی خستم اخ بازم خدا بازم خدا بازم خدا چی میشد به موقع بزرگ میشدم تااین همه ای کاش مجازاتم نبود کاش میدونستم تاکجابامنی دیونت بودم با رفتنت دیوانه تر شدم عاشقت بودم وعاشقترت شدم صدای قدم هایت راشنیدم که به ارامی ازمن دور میشدی گمان نمیکردم این همه فاصله بگیرم ازت گمان نمیکردم روز ی حسرت این همه
دوری را بخورم ای کاش میگفتم بهت که من دیونه ی
دیونتم کاشکی خدا بچگی نمیکردم و به من قدرت گفتن حرف دلم را میدادی کاش میگفتم که این همه حرف و کاشکی بعد رفتنت نمیگفتم کاش تا بودی میگفتم دیونه ترینم
عاشقت هستم و دنیایی منی خیلی
دوستت دارم
زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است
زیباترین خطاب “مادر جان” است
“مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق
واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید
روزت مبارک مادر . . .![]()
ادامه مطلب
تا که خفتیم، همه بیدار شدند ... تا که مردیم، همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست ... نه در آن موقع که افتاد و شکست
****************
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش
شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب
بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه
روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می
کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر
و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیر مرد صبح از خواب
بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های
شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از
اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های
ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.
قدر هر کسی رو بدونیم تا یه روزی پشیمون نشیم .

بـه خـوشـحال بـودن فـکر کـنـیــد تا احساس و ظاهر بهتری بدست آورید. دراین قسمت نکته های وجود دارند که شما را در این کار یاری می نمایند:
بـه زنـدگی با دیـدی مثـبـت نگـاه کـنـید تـا خـود را بـه دلیل احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی کـه نصیبتان خواهـد شد، متعجب سازید. بـه یاد داشته باشید که افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود کنند.
اجازه ندهید مسائل کوچک شما را آشفته نمایـد. بـرای رسیـدن بـه هـدف خـود پـایدار و مـقاوم باشید، خـواه آن هـدف ریاست، پرداخت رهن و یا یک ازدواج طولانی مدت باشد. در ایـن راه بـا موانـعی مواجه خواهید شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فکر کـرده و از ناخرسندی بخاطر مسائل کم اهمیت دوری نمایید.
از دیگران قدردانی کنید. از همکار خود بخاطر کمکش بشما تشکر کرده و بدلیل موفقیت در انـجـام کـارش بـه او تـبریک بـگویید. بـه خدمتکاری که صبحانه شما را برایتان می آورد کـلمـه ای محـبت آمیـز بیان کنید. به شخص درمانده ای کـه در خـیـابان از مـقـابـلـش رد میشوید، چند سکه کمک نموده و از اینکه زندگی مسرت بخشی دارید شکرگزار باشید.
به کارهایی مبادرت نمایید که از انجام دادن آنها لذت میبرید: اتومبیلتان را بـشوییـد، بـه برخی تعمیرات جزئی در منزل بپردازید، تلویزیون تماشا کنـیـد، خرید بروید. برای خود یک اولویت قائل شده و آنچه را که دوست دارید انجام دهید.
خوب بخورید و ورزش کنید. به باشگاه رفته و کمی بدوید یـا در یـک بازی ورزشی شرکت کنید. هـمراهی نمودن یـک تـیم به عنـوان یـک عضـو و بیرون رفتن با هم تیمی ها بعد از بازی، برای جسم و فکر شما مفید خواهد بود.
برنامه های روزانه خود را عوض نموده تا انرژی جـدیدی پیدا کنید. مرز مشخصی بین کار و تـفریح ایـجاد نـمایید. بـرای فـعالیتهای ســرگرم کننده و یا تفکر در محیطی آرام از خانه خارج شوید.
آیا بخاطر می آورید زمانـی کـه یک دوست قدیمی بطور غیر منتظره با شما تماس گرفت چه احساسی داشتید؟ برای یکی از آشنایان ایمیلی ارسال نمـوده یا با افراد فامیل و یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شوید.
روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممکن است شـامـل کـاردسـتـی، باز سازی، نقاشی، ترسیم کاریکاتور، نویسندگی و یا حتی باغداری باشد. مهم نیست که چــقدر مشغله داشته باشید و یا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بی حالی می کـنـیـد، اگـر زمـانی را برای انـجـام فـعـالیت های خلاق اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید نمود.
تقسیم نمـودن تجربیات با کسی که به او عشق می ورزید، خوشحالی شما را افزایش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنیت، رضایت و شادمانی در شما می گردد. روابط جنسی مشروع نیز میتواند بـرای ذهـن و جسم شما اثرات بسیار مفیدی داشته باشد.
یکی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود انتـخـاب کـنید. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشکلات شما را حل نخـواهد کرد. وی بـه حـرفهایـتـان گوش می دهد چرا که می داند شما نیز همین کار را برایش انجام خواهید داد.
آرزوها و بلند پـروازی های خود را یادداشت نموده و به تدریج آنها را واقعیت بخشید آنگاه همیشه چـیزهایی بـرای انــتظار کشیدن، و جایی برای متمرکز کردن انرژی خود خواهید داشت.
شاید زمان آن فرا رسیده باشد که کسـی ( یـا خودتان ) را بخاطر چیزی که اتفاق افتاده و یا گفتـه شـده مـورد بـخشایـش قـرار دهــید. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذیرفته و فراموش کنید. بدانید که نمیـتوانید زمان را بـه عـقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی ها و شکستهای گذشته دوباره بدست آورید.
نگران نباشید، خوشحال باشیددر دنـیای واقعی نمی توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم تا برای ما شادمانـی ایـجـاد کنند. خوشحالی حالتی از ذهن است که کاملا میتواند تحت کنترل شما باشد.
محیط پیرامون خود را به گونه ای مهیا سازید که فرصتـهایـی بـرای شناختن و لذت بردن از جنبه های مثبت و خوشایند زندگی را فراهم آورد. برای شاد بودن تلاش کنید.
منبع : مجله اینترنتی صبح بخیر ایران
While a man was polishing his new car, his 4 yr old son picked up a stone and scratched lines on the side of the car.
مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده
بهترین مبارزه آن است که حریف از تو قوی تر باشد.
بهترین شوخی ان است که بدون تحقیر و تمسخر دیگران باعث شادی جمع شود.
بهترین نگاه آن است که تمامی احساست را بدون به زبان اوردن کلمه ای به طرف مقابل انتقال دهی.
بهترین بازی آن است که برد و باخت به اندازه نفس عمل برایت مهم نباشد.
بهترین همسفر آن است که در طول سفر فکر کنی یک نفری در عین دو یا چند نفربودن.
بهترین ایینه وجدان توست آگاه و بیدار باش.
بهترین شریک آن است که اصلا وجود نداشته باشد.
بهترین گذشت آن است که در موضع قدرت باشی و آن را انجام دهی.
بهترین ایده ها را همیشه احساس تو به تو هدیه میدهد نه عقل تو.
بهترین راه حرف زدن صریح و شفاف حرف زدن است ازحاشیه بپرهیز.
بهترین فرارآن است که از جمع غیبت کنندگان بگریزی.
بهترین عمل آن است که بدی را به نیکی جواب دهی.
بهترین مامن شانه های کسی است که از صمیم قلب دوستش داری.
بهترین نعمت بدون هیچ قید و شرطی سلامتی است و دل خوش.
بهترین راه برای بد گویانت آن است که در عمل عکس آن چه را گفته اند نشان بدهی نه با زبان.
بهترین جست و جو کنکاش در وجود خودت است.
بهترین قدردانی آن است که در آن افراط نباشد.
بهترین بزرگواری آن است که هر گز از بالا به کسی نگاه نکنی مگر آن که بخواهی او را از زمین بلند کنی.
بهترین طرز فکر آن است که به دیگران بر اساس خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه براساس ظاهر وثروت شان.
بهترین مرگ آن است که تنها جسمت از میان رفته باشد و نه اسمت.

